تبلیغات
♬♛Happily everafter◊اور افتر های ♛♬ - ترجمه ی فارسی پارت 1 اسپرینگ ان اسپرانگ + دانلود قسمت با زیرنویس فارسی !!!! ّ

ترجمه ی فارسی پارت 1 اسپرینگ ان اسپرانگ + دانلود قسمت با زیرنویس فارسی !!!!

دوشنبه 28 تیر 1395 12:06 ب.ظ

نویسنده : ⓃⒺⒼⒶⓇ ⓈⒺⒽⓊⓃ
ارسال شده در: دانلود اپیزود ها ♬♛ فصل اسپرینگ آن اسپرانگ ♬♛ ترجمه های قسمت ها ♬♛

سلام !!!

یه آپ فوق العاده داریم برای اولین بار در نت !!

برای دیدن ترجمه به ادامه برین !!

برای دانلود روی عکس کلیک کن!!


قصه گو شماره 2:بهار در دبیرستان جاودانه ها ....
و لیزی هارت میخواد از چیزی برای لباس هاش الهام بگیره 
قصه گو شماره 1:این همون کتابی نیست که ملکه قلب ها به دخترش داد که از اون بتونه راه سرزمین عجایبو پیدا کنه؟
قصه گو شماره 2:درسته و لیزی بالاخره میتونه  چاهی که به سرزمین عجایب راه داره رو پیدا کنه همه نوع جادو و الهامی که لازم داره در اون چاه وجود داره ...
قصه گو شماره 1:این جا همون جایی که برایر کتاب تاریخچه افسانه هارو انداخت ما رفتیم به سرزمین عجایب وای اونم که مامان کیتیه
قصه گو شماره 2:درسته!برایر کتاب تاریخچه افسانه هارو پیدا کرد و اونو انداخت درون چاه سرزمین عجایب چون که دوست نداشت کتاب رو امضا کنه پس حالا میتونه خودش سرنوشتشو بسازه ..
قصه گو شماره 1:و اون نمیخواست کاری رو که پدر و مادر هاشون انجام دادن رو بکنه اوه سرزمین عجایب ! باورم نمیشه که ما واقعا اینجاییم 
و اینجا قصر ملکه قلب هاست در سرزمینی که به طلسمی شیطانی گرفتار شده اون آلیستر واندرلنده پسر آلیس
قصه گو شماره 2:و اونم بانی بلنکه دختر خرگوش سفید
ملکه قلب ها:دو تا پرنده کوچولو پرمیزنن میان تو قصرم و من امروز شما هارو میخوام عفو میکنم
آلیستر:چی؟
ملکه قلب ها:اگه دفعه بعدی نگهبانانم شمارو در هنگام ماجراجویی پیدا کنن سرتونو میبرم میبرم میبرم میبرم اووه چای بعدازظهر با یک قند یا دوتا؟
قصه گو شماره 1:حالا وقتشه که به مدرسه سر بزنیم 
قصه گو شماره 2:اوه بله در دبیرستان جاودانه ها فستیوال صبح سرزمین عجایبه
ریون:این یکی از کارای مورد علاقم توی بهاره بافتن شاخه ها و تزئین کردنشون
اپل:رنگای سیاه و سفید برای خداحافظی از زمستون
مادلین : این رنگا یک رسم عادین برای اینکه بگن داره بهار میرسه
بلاندی:خوش آمدید دوستان به بهار زیبا، ما 
جینجر:بلاندی!بلانی
بلاندی:جینجر
جینجر:مطمئن شو همه از مرحله نهایی مسابقه اشپز نمونه با خبرمیشن خیلی هیجان انگیزه
بلاندی:درسته دوستای افسانه ای اینجا همه چیز برای خوشگذرونی هست
قصه گو شماره 2:پاپ کورن با آتیش اژدها
قصه گو شماره 1:او اینجام مسابقه دوستانه بین مدیران مدرسه رقابت برارانه
درینگ:نوبت تویه هاپر
هاپر:ممنون درینگ اه
اسپرو هود:تو میخوای اینو پرت کنی ملودی به سمت هدف آره
اشلین الا:هانتر دوستم داره؟ آه اون دوستم نداره هانتر
داچس : داری چیکارمیکنی؟
کیتی:دختر چشایرم دیگه مامن عاشقش میشه بهش میگم سلام مامان بیدارت کردم؟
مادر:فقط یک چرت گربه ای بود کیتی عزیزم اوضاع چطوره؟چیزی میخوای به من نشون بدی؟
کیتی:آره من بهترین کارمو انجام دادم روی صورت داچس بستنی ریختم
مادر:جدی همین؟ مسخره بود دفعه بعدی که خواستی با من تماس بگیری ازت میخوام یک چیز جالب برام بیاری چه میدونم مثل هرج و مرج در سرزمین عجایب
کیتی:ولی مامان
مادر:بله 
کیتی:بهترش میکنم
مادر:تو یک چشایری معلومه که میتونی باااااااای 




دیدگاه ها : ثـ ـ ـابـ ـ ـت
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 مرداد 1395 03:01 ب.ظ



ابزار هدایت به بالای صفحه

اسکرول بار